ما آدم هایی را دیده ایم که بازیگری را حرام می دانستند!

رسم همیشگی دوستان این بود که وقتی می خواستند خدمت بزرگان دیگری بروند و استفاده کنند محضر حاج آقا مرتضی می رفتند و اجازه می گرفتند و یا نظرشان را جویا می شدند.

هرگز نشنیدم و یا ندیدم حاج آقا مرتضی کسی را از استفاده از آیت الله امجد منع کند.

ایشان صریحا آیت الله امجد را از اولیاء خدا می دانست.

آنچه در زیر می آید پرسش و پاسخ هایی از محضر آیت الله امجد است پیرامون موضوعات اخیر:

"گزارشی از پرسشهایی که در محضر حضرت آیت‌الله امجد طرح گردیده به همراه پاسخ های ایشان:

1- براى جمع كثيرى از ارادتمندان شما اين سوال ايجاد شد كه چطور شد حضرتعالى كه هميشه از مناصب و تعينات دنيوى ( حتى كرسي تدريس و محراب و رياست هاى دينى) احتراز داشته ايد اينبار بنحو غير مترقبه خودتان را داوطلب نمايندگى مردم در خبرگان رهبرى كرديد؟
بسم الله الرحمن الرحيم
به حکم کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته که وظیفه ی اخلاقی همه ی مومنان است و فريضه ی همگانى امر به معروف و نهى از منكر. یعنی همه ی ما نسبت به جامعه و سیاست و سرنوشت و امنیت مردم مسئولیم. من احساس وظیفه کردم. احساس کردم می توانم و لازم است در مواضعی احقاق حق کنم، از ارزشها حمایت کنم و از سقوط جامعه جلوگیری و از حقوق مردم دفاع کنم. تمام موضع گیری های من در این سالها هم از همین باب بوده است.
این ابتکار امام بود که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش و تمام وجود من همین را تصدیق می کند. جمهوری به همین معناست که همه ی مردم در سرنوشت خود سهیم باشند، محترم باشند، رسانه ها در اختیار مردم و انتخابات آزاد باشد. ما باید این مقاصد عالی امام را دنبال کنیم.

2-شما اقدام به استفاده از فرصت قانونی برای اعتراض رسمی و پیگیری رد صلاحیت خود نکردید. لطفا در مورد دلایل این تصمیم توضیح بفرمایید.

معلوم شد ملاک قانونی برای رد صلاحیت وجود ندارد. لذا دلیلی ندیدم که اعتنا کنم. مردم هم می فهمند و ما هم یکی از همین مردمیم. بنده احساس کردم در خبرگان می توانم مدافع حقوق مردم باشم و کَانّه آقایان گفتند: نمی خواهیم مردم به تو رأی دهند! و گرنه چه اتهامی به افراد ارزشمندی که رد صلاحیت شدند، وارد بود؟ ضد دین بودند؟! ضد انقلاب بودند؟!
دیدم صداقت نیست. بنده هم اهل بازی نیستم.ما آدم هایی را دیده ایم که بازیگری را حرام می دانستند. انسان نمی تواند در لباس روحانیت بازیگری کند.
3-امید برخی علاقمندان شما این بود که احتمالا اعتراض منجر به تجدید نظر و ورود شما به خبرگان می شد. آیا بهتر نبود از اعتراض استفاده می کردید؟
خیر. بنا برآنچه که گفتم نتیجه ای در پی نبود و این عدم نتیجه گیری ممکن بود ناراحتی و اعتراض برخی دوستان کم تجربه را بدنبال داشته باشد و تبعات بعدی....من هم راضی نیستم تنش ایجاد شود. راضی نیستم کسی یک سیلی بخورد. با مردم رفیق و یکرنگم و مردم هم با ما چنین اند و گرنه بنده نه امکاناتی دارم و نه موقعیتی و نه منصبی ...چون از نفاق و منافق پروری بیزارم، افراد صادقی اطراف ما هستند.هر کسی با مردم صادق باشد، مردم جانشان را برایش فدا می کنند. تکرار میکنم نباید با مردم و باعمامه بازی کنیم. کونوا مع الصادقین... بنده در خبرگان باشم یا نباشم، در خدمت مردم خواهم بود و تا آخر به وظیفه ی خودم عمل خواهم کرد انشاءالله"

پایان نقل قول

دوستان و سرورانی که در مواضع اخیر ایشان شبهاتی دارند این پرسش و پاسخ را محضر حاج آقا مرتضی عرضه نمایند نتیجه را بی کم و کاست با ما در میان گذارند. خدا به همراه...

مر قانون

منبع: جهان نیوز

---

پانوشت:

1-حاج آقا مرتضی تهرانی فرموده بودند آیت الله امجد از اولیاء خداست.

از اوضاع و افکار امروز آیت الله امجد خبری در دست ندارم. از دوستان و مطلعین خواسته بودم در این باره مطلبی در اختیار "گوشه نشین رمز گو" قرار دهند.

2-آیات عظام مجتبی و مرتضی تهرانی در مجلس نخست خبرگان رد صلاحیت شده بودند.

 

مورد عجیب آیت الله امجد

» حسن فرشتیان

این روزها سخن از مجلس خبرگان است و نامزدها و شگفتی‌ها. در مورد شگفتی‌های این دوره انتخابات، نوشتنی‌ها نوشته شده است. اما برای من شگفت انگیزترین ثبت نام، ثبت نام آیت الله امجد بود. برخی دیگر از نامزدها را می‌شد پیشاپیش حدس زد که با مهیا شدن برخی از شرایط و با فراهم شدن برخی مقدمات در پهنه سیاسی کشور، کاندید شوند. اگر این شرایط در دوره‌های قبل نیز فراهم می‌بود آنان نیز همان زمان کاندیدا می شدند. آمدن آنان، محصول این شرایط مهیا شده است. اما آمدن امجد، برعکس دیگران است، نباید دید چه شرایطی آماده و مهیا شده است که امجد کاندید شود بلکه باید دید کار به کجا رسیده که او کاندید شده است؟ نگرانی وی از چیست و از کجاست که قدم در این وادی غریب گذاشته است؟

امجد از آن کبریت‌های احمر کمیابی است که از دور با این امور زاویه می‌گرفته و می‌گیرد. او را به دیدن مو نیازی نیست که پیچش مو می‌بیند. او در فضایی دیگر سیر و سیاحت می‌کند، او اصلا اهل این وادی‌ها نیست، او از هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است، او بنده عشق است و از دو جهان آزاد است. اکنون نگران چیست مردی که درویش مسلک، کوله بار خویش بر دوش می‌گذارد و ارض الله واسعه گویان، کلام حق بر زبان جاری می‌کند و در برابر ستم و دروغ و تزویر، ابوذروار فریاد بر می‌دارد، اکنون نگران چیست که در این وادی قدم گذاشته است؟

او به معنای رایج، در جناح‌های سیاسی نمی‌گنجد، نه از اصولگرایان محسوب می‌شود و نه از اصلاح‌طلبان. درس‌های اخلاق او، مرز سیاسی نمی‌شناخت. شاگردان و ارادتمندان او در هر دو جناح سیاسی یافت می‌شدند. او خود نیز دانش آموخته نَفَس‌های گرمی چون علامه طباطبایی بوده است.

او در انتخابات‌های پیشین، ورود پیدا نمی‌کرد. اما انتخابات سال ۸۸ برای او یک استثنا بود. ورود و حمایت [از....]، حمایت از کاندیدای یک جریان سیاسی نبود. نقدهای صریح وی از رییس دولت پیشین، نقدهای سیاسی رایج به رییس دولت نبود. او نه امروز (که نقد بلکه ناسزا به رییس دولت پیشین، جایزه دارد و ارج و قرب می آفریند)، بلکه در آن روزهایی که نقد از آن معجزه هزاره سوم، هزینه داشت و بُعد می آفرید، به حمایت از حق و حقانیت پرداخت. حامی بی حامیان شد و پناه بی پناهان. از سیاست فرسنگ‌ها فاصله می‌گرفت.

امجدی که من می‌شناسم دو درد داشت و دارد؛ این دردها ذاتی اوست نه عارضی و نه اَدواری، یکی درد خدا و دیگری درد مردم. امجد از آن درویش‌هایی است که هیچ چیزی ندارد که از دست بدهد، و با رفتن به مجلس خبرگان هم هیچ چیزی به دست نخواهد آورد که از آن محروم باشد.

ثروتمندی هست که همه سرمایه بی‌نیازی‌اش را در گوشه عبایش می‌گذارد و درویش وار سفر می‌کند، ابوذر وار فریاد می‌کشد، نه غم نان دارد و نه سودای نام. از آن کبریت‌های احمر کمیابی است که هر کجا هست و هر کجا که باشد، چه در مجلس خبرگان و چه در خانقاه دردمندان، جانش به سلامت! و نَفَسَش پایدار! که برای او «همه جا خانه عشق است، چه مسجد چه کنشت».